از من و تو ست اگر دردی هست
هست در خواب من آشفته
هر شبانگاه خیال پرواز
نه دگر از غم این راه دراز
غم برگشتن از این راهم نیست
غصه از دوری جانکاهم نیست
صبح در پشت در استاده
مرا می نگرد
هوای خانه بهاریست
نه من
نه آن من همیشه هستم
کمر به پرواز واژه بستم
اگرچه در دل سیاه شبها
شکسته ام
باز
من از همان گل همیشه زیبا
ترانه ای از تویی که زیبا
سرودم امشب
نبودم امشب
چه ساکت و
تو !
سرود بارانی و ترانه
بهانه ی شادی ام بهانه
... پیشکش خودتان
جهان زیباست آیا
آسمان آبی ست ؟
جهانی که درآن حافظ غزل می گفت
اینجا نیست ؟
من از راه درازی آمدم
از راه دشواری
در آنجا سردی شب بود و آژیر خطر
از کودکی و جنگ می آیم
من از وقتی که یادم هست...