تبليغاتX
وبلاگ شخصی سوشیانت زوتار
از من و توست اگر دردی هست

 

از من و تو ست اگر دردی هست

 

 

هست در خواب من آشفته

هر شبانگاه خیال پرواز

نه دگر از غم این راه دراز

 

غم برگشتن از این راهم نیست

غصه از دوری جانکاهم نیست

 

صبح در پشت در استاده

مرا می نگرد


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 14:34  توسط سوشیانت زوتار  | 

هوای خانه بهاری ست

هوای خانه بهاریست

 

نه من
نه آن من همیشه هستم
کمر به پرواز واژه بستم
اگرچه در دل سیاه شبها
شکسته ام
باز
من از همان گل همیشه زیبا
ترانه ای از تویی که زیبا
سرودم امشب

نبودم امشب
چه ساکت و
تو !
سرود بارانی و ترانه
بهانه ی شادی ام بهانه


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:48  توسط سوشیانت زوتار  | 

پیش کش خودتان

... پیشکش خودتان

 

جهان زیباست آیا

آسمان آبی ست ؟

جهانی که درآن حافظ غزل می گفت

اینجا نیست ؟

 

من از راه درازی آمدم

از راه دشواری

در آنجا سردی شب بود و آژیر خطر

از کودکی و جنگ می آیم

من از وقتی که یادم هست...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:42  توسط سوشیانت زوتار  |