گناه کیست
ما که در بحر تویی عاطل و باطل باشیم
در به در طلب دیدن ساحل باشیم
ما به امید صفایی که بود در ساحل
روی امواج خروشان تو راحل باشیم
بپذیر از دل عشاق وفا داری را
گر به عشاقی تو بنده ی قابل باشیم
فرصت ار نیست که در بزم تو مهمان گردیم
ما به دیدار کمی قانع و مایل باشیم
بگذار ای مه زیبا که در این مهمانی
چون گدایان حرم عاجز و سائل باشیم
(گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم
گردش چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم )