کابوس
مرگ نگاه گرم تو کابوس هر شب منه
طلسم تنهایی من با دستای تو می شکنه
کاشکی از اون گلا بودی که پاییزم باز می شدی
به جای این همه سکوت با من هم آواز می شدی
نگاه کن یکی داره تو کوچه فریاد می زنه
تو این شبای بی کسی اسم تو را داد می زنه
جدایی و دوری ما مرگ ترانه ها بودن
بلورای هفت سین عید زندون ماهیا بودن
ماهیا طاقت ندارن ببین چه هِق هِق می کنن
خیال دریا نباشه از غصه شون دق می کنن
...
هنوز توی دفتر من یه مش ترانه باقیه
میون برگاش دو سه تا شاخه گل اقاقیه
بیا ببین دفتر من جای شکفتن گلاس
نسیم دستات نباشه مرگ همه اقاقیاس
همش برای دلخوشیم امروز و فردا می کنی
فردا که می رسه تو باز حرفتو حاشا می کنی
کاشکی هوا ابری نبود ماه میومد مهمونیمون
پنجره ها وا می شدن با من می موندی مهربون
پرنده ها شب که می رفت با هم هم آواز می شدن
گلای یخ بسته ی باغ یه بار دیگه باز می شدن