تبليغاتX
وبلاگ شخصی سوشیانت زوتار
به سوگ کاوه
 

به سوگ کاوه

 

به  یاد شاد روان حمید مصدق

به نام خداوند جان و خرد
 


((پس نزدیک به پایان هزاره ی هوشیدر ماه ، دهاک از بند رها شود. بیوراسپ بس آفریدگان را به دیوکامگی تباه کند . در آن هنگام ، سوشیانس ، پسر زرتشت ، به پیدایی رسد . سی شبانه روز خورشید به بالای آسمان بایستد . نخست از جهانیان مرده ی گرشاسب ، پسر سام را برانگیزند ، تا بیوراسپ را به گرز زَنََد و کشد و از آفریدگان باز دارد . . هزاره ی سوشیانس آغاز شود که هزاراه ی او تن – کِردار است و پنجاه و هفت سال بُود.)) (بندهش /ب142/ 225 / برگردان مهرداد بهار )

 


...وچیزها اندرین نامه بیاید

که سهمگین نماید

و این نیکوست.

چون مغز آن بدانی

تو را درست گردد و دلپذیر آید ...

چون ماران که از دوش دهاک برآمدند

این همه درست آید

به نزدیک دانایان و بخردان

به مینو،

و آن که دشمن دانش بود

این را زشت گرداند

و اندر جهان شگفتی فراوان است .

((پیش گفتار شاهنامه ی ابومنصوری))
  


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 13:32  توسط سوشیانت زوتار  |